سفارش تبلیغ
صبا ویژن

http://saba515.ParsiBlog.com
 

راهبرد ثبات گرایی در مقابله با بی ثبات سازی منطقه ای

 سر لشکر رحیم صفوی :

سند راهبردی امریکایی‌ها در سال 2012 منتشر شد که در آن گفته بودند ما دیگر هیچوقت جنگی مثل افغانستان و عراق را ایجاد نخواهیم کرد. ایران در این دو جنگ بسیار هوشمندانه عمل کرد. هدف امریکا در این دو جنگ روی کار آوردن دو دولت لائیک و دشمن ایران و پس از آن هدف نابودی ایران بود.ولی راهبرد ایران و راهبرد رهبری نظام بسیار هوشمندانه بود.

جنوب غرب آسیا را جغرافی‌دان‌ها منطقه‌ای شامل کشورهای افغانستان، پاکستان، ایران، ترکیه، سوریه، عراق، لبنان، فلسطین اشغالی، اردن، شش کشور شورای همکاری خلیج فارس و یمن می‌دانند.

برخی از اندیشمندان منطقه قفقاز شامل کشورهای آذربایجان، ارمنستان و گرجستان را هم در جزو کشورهای منطقه جنوب غرب آسیا آورده‌اند.

در سند چشم‌انداز بیست ساله کشور که توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام ترسیم ‌شده، تعیین شده که ایران تا سال 1404 قدرت منطقه غرب آسیا یا آسیای غربی باشد. در این تعریف آسیای میانه یا همان آسیای مرکزی را هم گنجانده‌اند. آسیای میانه یعنی ترکمنستان، تاجیکستان، قرقیزستان، قزاقستان و ازبکستان.

اهمیت ژئوپولیتیکی و ژئواستراتژیکی منطقه:

به ندرت می‌شود منطقه‌ای به اهمیت جنوب غرب آسیا پیدا کرد. این منطقه قلب آسیا است. هارتلند جهان است. هم قلب سیاسی، هم قلب ایدئولوژیک، هم قلب امنیتی و هم قلب اقتصادی است. به طوری که اهمیت ژئوپولیتیکی و ژئواستراتژیکی این منطقه برای همه قدرت‌های جهانی شناخته شده است.

امریکایی‌ها بازیگر اصلی این منطقه هستند. اتحادیه اروپا مایل است در کنار امریکا بازیگر این منطقه باشد. فدراسیون روسیه با حضور در مسئله سوریه در حال ایفای نقش به عنوان یک بازیگر درجه دو در این منطقه است. چینی‌ها برای اینکه به اقتصاد برتر جهان در سال 2025 دست یابند، به نفت این منطقه چشم دوخته‌اند.هندی‌ها با حضورشان در افغانستان، با حضور در پیمان شانگهای می‌خواهند بازیگر این منطقه باشند. هندی‌ها الآن در افغانستان سد سلما را می‌سازند. این سد پشت سد دوستی -که با مشارکت ایران و ترکمنستان ساخته شده و آب مشهد را تأمین می‌کند- ساخته می‌شود که آب هریرود را کنترل می‌کند، اگر این سد افتتاح بشود، آب شهر مشهد قطع خواهد شد. ایران و ترکمنسان هم هیچ قراردادی با سرچشمه آب هریرود ندارند. این سد در زمان آقای هاشمی ساخته شد و در آن زمان و بعداً هم هیچ قراردادی با دولت افغانستان برای آب هریرود بسته نشد. ترکمن‌ها الآن در حال مذاکره با افغان‌ها هستند که گاز به افغان‌ها بدهند و در عوض آب بگیرند.

اهمیت انرژی موجود در منطقه:

حدود 63 تا 65 درصد ذخایر کشف شده نفت جهان در این منطقه و بیش از 35 درصد ذخایر شناخته شده گاز جهان در این منطقه است. هیچ منطقه‌ای به اندازه این منطقه نفت و گاز ندارد. عربستان سعودی به تنهایی 264 میلیارد و دو میلیون بشکه ذخایر نفتی دارد. 22 درصد ذخایر نفتی جهان در عربستان است و حدود هفت تریلیون متر مکعب گاز در منطقه عربستان است. عربستان روزانه ده تا یازده میلیون بشکه نفت تولید می‌کند. بعد از عربستان، ایران از نظر نفت در پله دوم قرار دارد. ایران در سال 2005، 137 میلیارد بشکه ذخایر نفتی داشته است. اخیراً ما میدان وسیع نفتی از حد فاصل شهر بستان، سوسنگرد، حمیدیه، غرب رودخانه کارون تا خرمشهر شامل 83 میلیارد بشکه نفت خام کشف کرده‌ایم. این منطقه همان منطقه‌ای است که در عملیات بیت‌المقدس‌(آزادسازی خرمشهر) آزاد شد. آمار این مقدار را باید به حجم قبلی اضافه کرد. ایران 17 تریلیون متر مکعب حجم گازی داریم. ایران الآن 17 درصد ذخایر گازی جهان را داراست. روس‌ها 26 درصد جهان را دارند. اگر نفت و گاز را ترکیب کنیم و انرژی تولید کنیم در این صورت ایران بیشترین انرژی جهان را را داردد و در ردیف اول انرژی جهان قرار می‌گیرد.بعد از ایران عراقی‌ها بیشترین ذخایر نفتی را دارند. عراقی‌ها حدود 130 میلیارد و بعد کویتی‌ها حدود 117 میلیارد ذخایر نفتی دارند.

تا زمانی که این انرژی در منطقه هست و دنیای صنعتی احتیاج به نفت و گاز دارد. این منطقه مورد توجه قدرت‌های بزرگ دنیا خواهد بود.

اهمیت ژئوکالچر منطقه:

اهمیت جغرافیای فرهنگی منطقه بسیار بالاست. تمام پیامبران بزرگ الهی همچون موسی کلیم‌الله‌(ع)، حضرت عیسی (ع) و حضرت محمد (ص) در این منطقه مبعوث شده‌اند.

خیزش و بعثت پیامبران بزرگ الهی در این منطقه شکل گرفته است. همچنین پیروزی انقلاب اسلامی در قرن بیستم در این منطقه تمام اوضاع را به هم ریخت. انقلاب اسلامی یک انقلاب جهانی است، انقلاب منطقه‌ای نیست، از این رو نظم ایدئولوژیک جهانی را به هم ریخته است. هم‌اکنون هم جهانی‌سازی و دهکده جهانی که امریکایی‌ها دنبال بودند و معتقد بودند تنها یک فرهنگ باید در جهان باشد و آن هم فرهنگ امریکایی بود. فرهنگ امریکایی یعنی همان لیبرال دموکراسی، چه در مفهوم فرهنگی، چه در مفهوم سیاسی و چه در مفهوم اقتصادی (اقتصاد بازار).

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 میلادی امریکایی‌ها به این نتیجه رسیدند که تنها قدرت ایدئولوژیک که می‌تواند در مقابل آن‌ها بایستد قدرت اسلام است. مرکزیت این قدرت اسلام ج.ا.ا است. تنها قدرتی که امروزه در مقابل فرهنگ غرب ایستاده است. واقعیتی است که امریکایی‌ها و اروپایی‌ها برای بشر پیام نجات بخشی ندارند. آن فرهنگی برای بشریت پیام نجات، پیام آزادی، پیام استقلال دارد، اسلام است. اسلامی که هم دنیا را و هم آخرت را تأمین می‌کند. دیگر پیام امریکایی‌ها و اروپایی‌ها برای بشر امیدبخش نیست. اسلام تنها نظام آزادی مبتنی بر بازگشت به فطرت است.

پیروزی انقلاب اسلامی معادلات جهانی را به هم ریخته و شکل‌گیری قطب قدرت جهان اسلام بزرگترین نگرانی امریکایی‌هاست. انقلاب اسلامی زمینه ساز انقلاب جهانی حضرت مهدی‌(عج) است.انقلاب اسلامی ایده شکل‌گیری قطب قدرت جهان اسلام را دنبال می‌کند. قطب جدید قدرتی که در قرن بیست‌و یکم انشاء‌الله ظهور خواهد کرد. یک میلیارد و ششصد و بیست میلیون مسلمانی که نگاهشان به ایران است. این عده هم جمعیت بزرگی هستند و هم نود درصد اعمال و رفتارشان یکسان است. همه مسلمان‌ها نماز می‌خواهند، روزه می‌گیرند، حج می‌روند و یک کتاب و یک خدا و یک پیامبر دارند.

بیداری اسلامی در منطقه:

ظهور و گسترش بیداری اسلامی موضوع با اهمیت دیگر منطقه است که در معادلات منطقه تأثیرگذاری جدی‌ای دارد. آن چه که در تونس، مصر و یمن اتفاق افتاده است. هدف امریکایی‌ها، صهیونیست‌ها و برخی دولت‌های عربی از بوجود آوردن داعش و دیگر گروه‌های تروریستی در منطقه جلوگیری از گسترش این بیداری اسلامی و به انحراف کشانده این مسیر می‌باشد.

اهداف امریکایی‌ها و دولت‌های اروپایی در منطقه:

عدم ثبات سیاسی در دولت های افغانستان، عراق، یمن، بحرین، عربستان سعودی، سوریه و لبنان یکی موضوعاتی است که اهمیت منطقه را دو چندان می‌کند.

14 سال است که در منطقه آشفتگی و تنش ایجاد شده است و سنگ بنای آن را آمریکا با راه انداختن سناریوی یازده سپتامبر 2001 گذاشت. رأس شبکه‌های CIA و موساد در راه‌اندازی این سناریو دخیل بودند که برای برخورد با مسلمانان و جهان اسلام انجام گرفت. با چند واسطه از انسان‌های نادان را اجیر کردند برای شکل‌گیری این بهانه.

امریکا در سال 2003 افغانستان و سپس عراق را به اشغال نظامی خود در آورد و در این دو جنگ بیش از 5000 نظامی امریکایی کشته 16000 هزار زخمی شدند و چند میلیون دلار هزینه این دو جنگ شد. در نهایت برنده اصلی این جنگ‌ها ایران شد.

سند راهبردی امریکایی‌ها در سال 2012 منتشر شد که در آن گفته بودند ما دیگر هیچوقت جنگی مثل افغانستان و عراق را ایجاد نخواهیم کرد. ایران در این دو جنگ بسیار هوشمندانه عمل کرد. هدف امریکا در این دو جنگ روی کار آوردن دو دولت لائیک و دشمن ایران و پس از آن هدف نابودی ایران بود.ولی راهبرد ایران و راهبرد رهبری نظام بسیار هوشمندانه بود. امریکایی‌ها نتوانستند به سیاست‌های کلان خود دست یابند و شکست خوردند. یک قانون اساسی نسبتاً اسلامی در عراق تنظیم شد، پارلمان شیعی که قدرت در اختیار این پارلمان است و رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر و فرمانده نیروهای مسلح را تعیین می‌کند. یک نخست‌وزیر مسلمان در عراق حاکم است و به جای اینکه امریکایی‌ها بتوانند این‌ها را بر علیه ما بشورانند، بالاخره عراق فعلاً با ما هماهنگ است.افغانستان درست است که مقداری با ما فاصله گرفته ولی لایه‌های پایین افغانی‌ها با ما هستند.

سناریوی جدید آمریکا در منطقه

تا زمانی که صهیونیست‌ها در این منطقه هستند ناآرامی، تنش و جنگ در منطقه خواهد بود. منشأ اصلی ناامنی رژیم جعلی فاسد جنایت‌کار صهیونیستی است. تا موقعی که این رژیم و حکومت‌های وابسته به امریکا هستند تنش در منطقه وجود خواهد داشت.آمریکا بیش از بیست پایگاه در منطقه دارد، با شکست سناریوی قبلی امریکایی‌ها و صهیونیست‌ها سناریوی جدیدی را در پنج سال گذشته در منطقه به اجرا گذاشتند و در آن ترکیه، قطر و عربستان را دخیل کردند.

ده‌ها هزار تروریست را از مناطق مختلف به سوریه انتقال دادند. فقط از چچن 14000 تروریست انتقال یافته‌اند. از عربستان 12000 نیرو به سوریه و عراق اعزام شده است ، از عراق 11000 نیروی القاعده هست.از لبنان 9000 نیرو تروریستی رفته، از تونس، پاکستان و ... هم تروریست رفته‌اند.

امریکا بدنبال تجزیه کشورهای عراق، لیبی، سوریه، یمن و در دراز مدت تجزیه عربستان سعودی و ترکیه است تا با شکل دادن کشورهای کوچک، آن‌ها را تابع خود در منطقه کند.

هدف اصلی آمریکایی‌ها در منطقه جنوب غرب آسیا بی‌ثباتی و ناامن‌کردن کشورهای منطقه خصوصاً کشورهای دشمن رژیم صهیونیستی است.

ایجاد امنیت برای رژیم صهیونیستی و غفلت ملت اسلامی از آزادی قدس شریف از دیگر اهداف امریکا در منطقه است. اگر این توان نیرویی، تجهیزاتی و مالی که در منطقه هزینه می‌شود بر علیه رژیم صهیونیستی هزینه می‌شد، شاهد تغییر معادلات در منطقه به نفع مسلمانان بودیم. ایجاد درگیری بین مسلمانان و غفلت از اهداف اصلی از اهداف امریکا در منطقه است.

 

فروش سلاح و تجهیزات به دولت‌های منطقه:

امریکایی‌ها طی چهار سال گذشته به کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس بیش از 50 میلیارد دلار سلاح فروخته‌اند. عربستان از 2010 تا 2014 حدود 30 میلیارد دلار سلاح خریداری کرده است. تنها قیمت یکی از بمب‌هایی که عربستان بر سر یمنی‌ها می‌ریزد حدود 5 میلیون و ششصد هزار دلار است.

کویتی‌ها در این بازه زمانی چهار ساله، 2 میلیارد دلار و اماراتی‌ها 10 میلیارد دلار سلاح خریداری کرده‌اند. ما در این 26 سال بعد از جنگ در مجموع تا به حال 10 میلیارد دلار سلاح خریداری نکرده‌ایم ولی امارات به آن کوچکی در طی چهار سال این مقدار سلاح خریداری کرده است. باراک اوباما در سخنرانی خود اعلام کرده است که بودجه نظامی متحدان ما در منطقه، 150 میلیارد دلار است. نفت را از این کشورها می‌برند، سلاح‌هایشان را به این دولت‌های وابسته می‌فروشند و آن سلاح‌ها را بر علیه مسلمانان منطقه و توسط همین دولت‌های وابسته بکار می‌گیرند. عربستان تا به حال 7000 نفر از یمنی‌ها را با این سلاح‌ها کشته است. از این سلاحهای خریداری شده یک تیر به سمت صهیونیسم شلیک نشده است.

جلوگیری از بیداری اسلامی

جلوگیری از بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی و تبدیل معادله جهاد و مقاومت به تکفیر و تروریسم.امریکا جوانان سنی را با این انرژی جهاد و مبارزه توانسته از کشورهای مختلف جمع کند و از این توان بر علیه خود مسلمانان در سوریه و عراق و یمن استفاده کند. ایجاد درگیری بین سنی، شیعه چهره اسلام تکفیری و لائیک را در مقابل اسلام صلح و آشتی میان ملت‌ها ترویج می‌دهد.

مقابله ژئوپلیتیکی با ایران

هم اکنون در منطقه در مقابل ایران،روسیه، عراق، سوریه و حزب‌الله لبنان، دولت‌های امریکا،اروپا، ترکیه، عربستان سعودی، قطر و رژیم صهیونیستی هستند. ایران در سوریه و عراق زمین جبهه رزم را در اختیار دارد و قدرت مانور زمینی با ایران است وحتی روسیه چنین توانمندی‌ای ندارد و تنها در حوزه هوایی مبارزه می‌کند. به همین منظور ایران نفوذ قابل توجه سیاسی پیدا کرده است. مردم سوریه و مردم عراق با مشاهده موضع ایران در منطقه عاشق ایران و رهبری نظام شده‌اند.

امروز قدرت استراتژیکی ایران از مرزهای کشورش به سوریه و عراق و دریای مدیترانه رسیده است. عمق استراتژیکی ایران گسترده‌تر شده و به تناسب آن قدرتش نیز افزایش پیدا کرده است. رد طول تاریخ چند هزار ساله ایران، این سومین بار است که ایران قدرت نفوذ خود را تا مدیترانه می‌برد.

امریکایی‌ها و صهیونیست‌ها نه تنها از ایدئولوژی ما می‌ترسند. می‌دانند که ما هم سابقه چند هزار ساله قبل از اسلام داریم، که ایرانی‌های یک قوم شجاع هستند با سابقه رشادت‌های زیاد.می‌دانند این قوم، قوم عجیبی است و تمدن دارد.امریکایی‌ها تنها وضع فعلی ما را نمی‌بینند بلکه به گذشته تمدنی ما نیز نظر دارند. از پنج تمدن بزرگ جهانی که بنیان‌گذار مدنیت هستند (تمدن‌های چین، هند، ایران، مصر و یونان) سابقه تمدن ایرانیان را مورد توجه قرار می‌دهند. پس از اسلام نیز این تمدن هم قوی‌تر و مستحکم‌تر شده و هم ایدئولوژی محکمی که بر گرفته از قیام امام حسین‌(ع) و اعتقاد به صاحب‌الزمان (عج) شکل گرفته، وزن ژئوپلیتیکی ایران را افزایش داده است، به همین خاطر عربستان سعودی و ترکیه این‌قدر در مقابل ما می‌ایستند.

بی‌شک ایران با فعالیت‌های مستشاری خود در عراق و سوریه ایدئولوژی خود را در قالب اخلاق و منطق به مردم منطقه نشر می‌دهد. الآن مردم منطقه عاشق رزمندگان ایرانی هستند و وقتی آن‌ها را در لباس رزم می‌بینند به قصد تبرک به لباسشان دست می‌کشند.


[ شنبه 94/9/14 ] [ 9:9 صبح ] [ saba ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب